سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
شاه صنم

شاه صنم


 



نوشته شده در دوشنبه 23/3/90ساعت 7:53 عصر توسط صنم نظرات ( ) |


 


نوشته شده در دوشنبه 23/3/90ساعت 7:9 عصر توسط صنم نظرات ( ) |

 



نوشته شده در دوشنبه 23/3/90ساعت 7:9 عصر توسط صنم نظرات ( ) |



بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است


بگذار تا سپیده بخندد به روی ما


بنشین، ببین که دختر خورشید "صبحگاه"


حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما


***


بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم


بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم


بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است


بنشین، که با خیال تو شب ها نخفته ایم


***


بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه


خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست


بنشین و جاودانه به آزار من مکوش


یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست


***


بنشین، مرو، حکایت "وقت دگر" مگوی


شاید نماند فرصت دیدار دیگری


آخر، تو نیز با منت از عشق گفتگوست


غیر از ملال و رنج از این در چه می بری؟


***


بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین


امشب، چراغ عشق در این خانه روشن است


جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز


بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است!...


***


اینک، تو رفته ای و من از راه های دور


می بینمت به بستر خود برده ای پناه!


می بینمت - نخفته - بر آن پرنیان سرد


می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه


***


درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ


خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز


یاد منت نشسته برابر - پریده رنگ -


با خویشتن - به خلوت دل - می کنی ستیز




نوشته شده در دوشنبه 23/3/90ساعت 7:8 عصر توسط صنم نظرات ( ) |



Design By : P I C H A K . N E T